تماس

 سفارش

 صفحه نخست

 

   

 

 

آثار منتشر شده > اقتصـاد

 

 

از سقوط مالی تا رکود اقتصادی

     ریشه های بحران بزرگ مالی

نویسنده: جفری آ. ویکز  مترجم: عادله میرزایی مقدم / رضا رمضانپور

 

اذعان به بحران اقتصادي ديگر چپ و راست ندارد و همه اقتصاددانان با گرايش‌هاي متفاوت به نجات از اين اوضاع و بهبود شاخص‌ها فكر مي‌كنند. جالب اينكه حتي در اين شرايط هم بار ديگر بسته‌هاي مالي به بانك‌ها داده مي‌شود تا وال‌استريت نجات پيدا كند، اما كسي درباره نجات اقتصاد كاري نمي‌كند.
«از سقوط مالي تا ركود اقتصادي، ريشه‌هاي بحران بزرگ مالي» سلسله مقالاتي است كه ديدگاه اقتصاددانان سرآمد دنيا را در اين زمينه بازتاب مي‌دهد و نگاهي دارد به ژرفاي اقتصاد امروز. با هم نگاهي داريم به گفته‌هاي اين اقتصاددانان: والدن بللو تحليلگر ارشد و استاد جامعه‌شناسي در اولين مقاله كتاب، سقوط وال‌استريت را صرفا به سبب طمع‌كاري و نبود نظارت دولت بر بخشي فوق‌فعال ارزيابي نمي‌كند بلكه ريشه اين سقوط را در بحران اضافه‌توليد مي‌داند كه سرمايه‌داري جهاني از اواسط دهه1970 گرفتار آن شد. از نظر وي اين بحران به علت گرايش سرمايه‌داري به ساختن ظرفيت‌هاي مهيب توليدي است كه به سبب نابرابري‌هاي اجتماعي كه قدرت خريد مردم را محدود مي‌كند، فراتر از ظرفيت مصرف جمعيت است. از اين رو، سودآوري كاهش مي‌يابد. او همچنين نسخه مالي‌گرايي سودآور را مسير خطرناكي توصيف مي‌كند كه به حباب‌هاي سوداگري مي‌انجامد كه رفاهي موقتي براي برخي فراهم مي‌آورد، اما سرانجام به فروپاشي شركت‌ها و ركود در اقتصاد واقعي منجر مي‌شود. جوواني اريگي معتقد است الگوي انباشتي كه توسعه مادي قرن طولاني بيستم به جلو راند، قادر نيست شالوده‌اي براي توسعه مادي جديدي در قرن بيست‌ويكم باشد و هر توسعه مادي جديدي در مقياس جهاني بايد مبتني بر الگوي كاملا متفاوت اجتماعي، ژئوپليتيك و بوم‌شناختي باشد، نه‌تنها متفاوت از قرن طولاني بيستم، كه از تمامي قرن‌هاي طولاني پيشين. البته اين متضمن مسير بديلي در برابر الگوي غربي مبتني بر مصرف منابع است، الگويي جذاب‌تر براي كار كه منابع را هدر ندهد و پيش‌فرض آن حذف منافع اكثريت وسيع جمعيت جهان نباشد. برجسته‌ترين نظريه‌پرداز مكتب سيستم‌ جهاني امانوئل والرشتاين هم معتقد است دوران كنوني، كه او دوران آشوب و بحران مي‌خواند، طي دست‌كم حدود سه دهه آينده به درازا خواهد كشيد، اما با آميزه‌اي از تاكتيك‌ها بايد به جنگ آن رفت. تحليل‌هاي فكري جدي نه بحث صرفا روشنفكران بلكه در ميان سرتاسر مردمان جهان، نفي مفهومي هدف رشد اقتصادي و جايگزيني آن با هدفِ حداكثرِ غيركالايي كردن، تلاش براي خلق خودبسندگي‌هاي محلي و منطقه‌اي به ويژه در عناصر اساسي زندگي مانند خوراك و سرپناه، پايان بخشيدن به وجود پايگاه‌هاي نظامي خارجي و پيگيري قاطعانه‌ براي پايان بخشيدن به نابرابري‌هاي اجتماعي بنيادين در زمينه جنسيت، نژاد، قوميت، مذهب و گرايش‌هاي جنسي راهكارهاي اين اقتصاددان‌اند.
ديويد هاروي انديشمند ماركسيست بر آن است كه سرمايه هيچ‌گاه گرايش‌هايش به بحران را حل نمي‌كند، صرفا در مدار بحران‌ها حركت مي‌كند. از ديد وي سرمايه به طور عام و سرمايه مالي به طور خاص بيش از حد قدرتمند است و دولت قادر نيست در جهت تعادل بخشيدن دوباره به امور حركت كند، زيرا در برابر منافع مالي، رانت‌گيرانه، توليدي و بازرگاني طبقه سرمايه‌دار- سياسي و اقتصادي- تسليم شده است.
ويليام تب از انديشمندان مكتب مانتلي ريويو با انتقاد از هژموني آمريكا بر چهار حوزه بحران در نظام جهاني معاصر تاكيد دارد: بحران مالي، كاهش قدرت نسبي آمريكا، رشد ساير كانون‌هاي انباشت و تهي‌سازي منابع و بحران بوم‌شناختي. به نظر تب، لازم است ماليه پرريسك محدود و به لحاظ اجتماعي مهار شود، علم نيز بايد آزاد شود تا پيشرفت فناوري به طور مصنوعي محدود نشود و نتوان درخواست رانت‌هاي انحصاري كرد. جوزف استيگليتز يكي از اقتصاددانان نو كينزي با تاكيد بر موفقيت‌هاي سرمايه‌داري صراحتا از تعادلي جديد ميان بازار و دولت حرف مي‌زند و مي‌نويسد كه با تجديد سرمايه بانك‌ها، توقف موج سلب مالكيت، ايجاد انگيزه نو و بازگشت اعتماد از طريق اصلاح دستگاه نظارتي مي‌توان بازار را، كه در قلب هر اقتصاد موفق قرار دارد، ياري رساند تا خوب عمل كند. او در نهايت مي‌پذيرد بازارهاي رهاشده به حال خود، مخاطره‌آميز هستند و يادآور مي‌شود در جهاني از وابستگي‌هاي متقابل اقتصادي، يك‌جانبه‌گرايي عملي نيست. از نگاه اسلاوي ژيژك از چپ‌هاي راديكال، بازار آزاد هيچ‌گاه بي‌طرف نيست: عمليات آن همواره با تصميمات سياسي تنظيم مي‌شود و معماي حقيقي اين نيست كه «مداخله دولتي آري يا نه» بلكه اين است كه «چه نوع مداخله دولتي.» و اين سياستِ حقيقي است: مبارزه بر سر تعيين شرايط حاكم بر ما. به عقيده اين نظريه‌پرداز، بحث درباره طرح نجات با تصميم‌گيري‌هاي مربوط به ويژگي‌هاي بنيادي زندگي سياسي و اجتماعي ما، حتي بسيج شبح مبارزه طبقاتي، سروكار دارد. همچون بسياري از مسايل حقيقتا سياسي، اين يكي تعصب‌آميز نيست. موضع تخصصي «عيني» كه صرفا بايد كاربرد يابد وجود ندارد: فرد بايد تصميمي سياسي بگيرد. «اين اقتصاد سياسي است» حرف اول و آخر اوست كه بر رياكاري طرفداران ثروتمندان مي‌تازد و تزريق پول به نفع آنان را هدف حمله قرار مي‌دهد.

 

 

 

c

 

 

تلفن مرکز پخش:

 74 30 48 66-021  

 

   
 

صفحه نخست | تمام آثار | سفارش | تماس

© CopyRight by Pejvkpub.com  .تمامی حقوق یرای نشر پژواک محفوظ است

 

Powered by Motenaweb