تماس

 سفارش

 صفحه نخست

 

   

 

 

آثار منتشر شده > اقتصاد

 

دیالکتیک جدید و

   سـرمـایــه

 نویسنده: کریستوفر جی.آرتور  ◊ مترجم: فروغ اسدپور

  

کریستوفر جی.آرتور با بررسی  ساختار منطق هگل و سرمایه مارکس در " دیالکتیک جدید و سرمایه" معتقد است شاید مارکس فقط منطق هگل را ­چون ابزاري کمکی برای ارائه و توضیح مطلب خود برگزیده باشد، اما این چارچوب منطقی اهمیت هستی­شناختي دارد.

آرتور با درک اهمیت و خاص بودن اقتصاد پولی در "دیالکتیک جدید و سرمایه" نشان می دهد که در واقع بین «ایده»ی هگل و روابط ساختاری کالاها، پول و سرمایه همبستگي وجود دارد، اما این همبستگي فقط به دليل خصوصیت‌هاي بسيار ویژه  اقتصاد پولی ايجاد مي‌شود.

در این کتاب آرتور دیالکتیک مارکس را هم هنگام ایجابی و انتقادی میداند که نشان میدهد پول موجب گسترش عظیم فعالیت اقتصادی فراسوی معاملات پاياپاي شده است، و در همان حال نشان میدهد كه نظام پولی ما را تابع سلطه‌ي نیروهای بیگانه مي‌كند: دیالکتیک صرفاً ایجابی نشان میدهد که سرمایه چگونه تمام عناصر زندگی اقتصادی را تابع شکل‌های خود مي‌كند و با تسخیر عرصه ی ارزش مصرفی و شکل دادن به آن به قدرت مطلق تبديل می شود. جنبه ی انتقادی دیالکتیک نشان می دهد که سرمایه در سویه ی ارزش مصرفی با دو «دگر» خود مواجه است که نمی تواند به شکلی هگلی و به نحو موجهی ادعا کند که صرفاً جنبه هایی از خویشتن آن به شمار می روند. دگرِ بیرونیِ سرمایه طبیعت است که سرمايه با سرعت وحشت‌آوری در حال نابودی آن و درواقع نابودی مبنای مادی خویش است. پرولتاریا، این مخلوق سرمایه، دگرِ درونی سرمايه است که بالقوه قادر به واژگون  کردن آن است.

در روایت دیالکتیکی آرتور در قلب رابطه ی سرمایه شاهد تصادم بین آرمانيت (ideality) سرمایه و مادیت کار زنده هستیم. این تصادم تنش ساده ی دو مکان نیست (همچون یک مسابقه ی مشت زنی) که در چارچوب آن کار در مقابل رقیب خود براي تخصيص ارزش جدید بایستد. علت اين است که کار وقتی همچون کار مزدی تعیین شد خصیصه‌ای درونی از رابطه ی سرمایه و حالتی واقعاً تابع در برابر سرمایه دارد؛ اما همیشه به علت سرکشی مادی‌اش در برابر تقلیل جایگاهش به منبع محض انباشت سرمایه در سرمایه و علیه آن است.

در اینجا آرتور به سراغ کاپیتال میرود و از مارکس فاکت می آورد :مارکس در سرمایه دو چیز می گوید، این که کار منبع خلق ارزش اضافی است و این که سرمایه ارزش خودارزش‌افزا است. مشکل بتوان معنای «خودارزش‌افزایی» را درک کرد مگر این که ارزش در مقام سرمایه همان خالق ارزش اضافی باشد، و این نیز مستقیماً خلاف فرضیه ای است که می‌گوید کار خالق ارزش است. هرچند کار زنده منبع ارزش نو است. اما «منبع» چیزی بودن و «خالق» آن چیز بودن با هم تفاوت دارند. منبع ارزش نو بودن یعنی آن چیزی که سرمایه از دل آن ارزش را خلق می‌کند. وابستگی مادی فرایند ارزش افزایی به کار، شالوده ی  این ادعا را مي‌سازد که کار زنده منبع ارزش و ارزش اضافی است. اما کلمات منبع و خالق نباید درهم‌آميخته شوند. منبعِ رشد درخت زمین و انرژی خورشید است؛ اما آیا خاک است که درخت را «می آفریند»؟ ادعای چنین چیزی عجیب خواهد بود. یقیناً در اینجا با یک نیروی درون ماندگار در خود درخت روبه‌رو هستیم که آن را قادر می سازد تا از منابع تغذیه برای رشد خود استفاده کند. مثال دیگر: یک آبشار منبع قدرت خلق شده توسط برق آبي است اما «خالق» برق نیست. برق حاصل كار دینام است. آب هميشه دارای اين قابلیت است اما تنها هنگامی که به روش خاصی تحت‌كنترل و مورد بهره-برداری قرار گرفت آنگاه منبع نیرویی برای خلق و ایجاد الکتریسیته توسط ماشین آلات است. به همان شیوه نیز سرمایه کار زنده را تحت‌كنترل و مورد بهره برداری قرار می دهد تا از دل این منبع انرژی دست به آفرینش ارزش بیازد. اگر کار زنده منبع انباشت سرمایه است در این صورت پویایی سرمایه به سان اصل خلاق سر جای خود باقی است.علاوه بر اين، آنچه منشأ ارزش است نمی تواند فی نفسه کار زنده باشد بلکه کارِ مزدی است. این موضوع بدان سبب است که آنچه ارزش را می آفریند فرایند کار غیرتاریخی نیست بلکه فرایند کار تحت حاکمیت سرمایه است. سرمایه با تکوین کار به منزله‌ي کار مزدی، خود را تکوین می بخشد، و به اين ترتیب پویایی درونی انباشت خود را شروع می کند. در این حالت کار همچون فعالیت میانجیگرانه‌ای ظاهر می شود که سرمایه به واسطه ی آن ارزش افزایی خود را پیش می برد. این واقعیت که نیروی کار باید در سپهر  بومي غیرسرمایه داری بازسازی شود را می توان همچون كاركردي ثانوی و اشتقاقي رد كرد و آن را چون جعبه‌اي سیاه در گردش کالاها بررسی کرد.

آرتور خاطرنشان میکند سوسیالیسم ریکاردویی ادعا مي‌كرد که «کار (در حكم منبع ارزش) همه چیز است». اما سرمایه با تابع کردن کار زنده در چارچوب رابطه ی سرمایه‌داری، اين ادعاي قابل‌درک را دارد كه «همه چیز» است. رابطه ی سرمایه وحدتي متضاد است. این تضاد بین سرمایه دار و کارگر نیست (که تنها یک تنش است)؛ تضاد درونی به این سبب ایجاد می شود که «سرمایه» و «کار» هر دو این ادعا را دارند که کل رابطه را تشکیل می دهند و به این جهت «سرمایه چیزی نیست مگر کار (بیگانه شده)» و «کار چیزی نیست مگر سرمایه  (ي متغیر)». این امر به این معناست که سرمایه داری با تضاد در ذات  توصیف می شود. هر سویه  ادعای ساختن کل رابطه‌شان را دارد و آنچه را با خود همانند نيست به سويه‌ي ديگر كاهش مي‌دهد. در نگاه نخست رابطه ی سرمایه ـ‌کار همچون یک رابطه ی دو جایگاهی به نظر می رسد اما هریک تلاش دارد تا آن دیگری را تفاوتی در درون خویش قلمداد کند. سرمایه خود را به اجزاي ثابت و متغیر تقسیم می کند؛ و ادعا می کند که کار را در شکل و شمایل سرمایه‌ي متغیر به درون خویش جذب و هضم کرده است؛ زیرا از راه مزد حالا صاحب آن کار است. در نتیجه رابطه را همچون رابطه ای با خود درک می کند. از سوی دیگر، کار زنده ادعا دارد که سرمایه چیزی نیست مگر کار مرده؛ زیرا کار از راه ایجاد ارزش اضافی جوهر خویش را از خود جدا کرده است. کار نیز به اين ترتیب رابطه را همچون رابطه ای با خویش درک می کند.اما نکته ی جالب توجه اینجاست که این رابطه «رابطه ی سرمایه» نامیده شده است و نه «رابطه ی کار مزدی». سرمایه بی‌تردید عنصر اصلی این تضاد است، زیرا تنها از طريق این رابطه است که خود را تحقق می‌بخشد. اما کار مزدی با ایجاد ارزش و ارزش اضافی تنها خود را نفي می کند. سرمایه پيوسته انباشت می کند، کار پيوسته به مسکنت خویش بازگشت می کند. از دیدگاه آرتور چنین عدم‌تقارن چشمگيري موجب می‌شود که تشریح رابطه ی سرمایه با کار مزدی همچون خصلت درونی مفهوم سرمایه مشروعیت یابد، ولو اينكه مطالعه‌ي خاص پیرامون کار مزدی می تواند به نحو مفیدی این بحث را کامل کند. استراتژی آرتور پژوهش درباره‌ي تماميت بسته ی ایده‌ي سرمایه در پرتو شرایط خود آن و سرانجام روشن کردن پیش شرط های مادی ای است که می توانند مانع آن شوند.چنانچه تضاد اصلی سرمایه بین سرمایه و کار باشد، در این صورت «سرمایه» دوبار ظاهر می شود، یک‌بار همچون کل و یک‌بار همچون جزء. اگر جایگاه های سوژه توسط اين تماميت عقلاني تکوین یافته باشد، آنگاه کار مزدی به عنوان چنین جایگاهی در رابطه‌ي سرمایه نفی می شود و در نتیجه در داخل آن و علیه آن به‌سان یک کل است، و تنها درگیر مبارزه‌ای ناقص با جایگاه ناقص سرمایه نیست.

در نگاه آرتور طبقه‌ي کارگر یک «فاعل» ویژه و گذرا است که تنها توسط سرمایه همچون «دیگربود» آن به مقوله ای عام تبدیل شده است. معنای مبارزه علیه تماميتی که هستی آن را تعریف می‌کند، رهایی افراد از «طبقه بندی» است. از منظر دیگر با تشخيص این موضوع که تقدم قانون ارزش و تقدم مبارزه‌ي طبقاتی اصولی آشتی ناپذیرند، آنگاه وظیفه‌ي عملی  تبدیل مبارزه‌ي طبقاتی به امر مقدم می‌شود. و... کارگران در حكم سوژه‌ي طبقاتی تنها در لحظه‌ي انقلاب وجود دارند.

البته آرتور تصریح میکند سرنوشت انقلابی پرولتاریا گزیرناپذیر یا مکانیکی نیست که بر پرولتاریا حادث شود، بلكه ضرورت آن نتیجه ی دیالکتیک خردورزی از منظر پرولتاریاست که توسط هويت معين آن از لحاظ عینی تعریف می شود. عقلانیت نظام با افراد یا حتی گروه ها مواجهه می یابد و در مقابل آنها امکان گردن نهادن به گزینه های نهادی یا تسلیم شدن به اصلاحات تدريجي را می نهد. خردورزی دیالکتیکی تماميت را همچون ابژه ی خود برمی گزیند و ديدگاه عملیِ آن طبقه ای است با قابلیت تماميت‌بخشي. تنها آگاهیِ شایسته و عقلانی پرولتاریا، در مقام یک طبقه، آگاهي انقلابی است. اما طبقه به هویت خود همچون یک طبقه به‌سادگی و صرفاً در پرتو سرنوشت و تقدیر تاریخی خود دست نمی یابد، بلکه بر اساس میانجی های سیاسی، نظری و اخلاقی به آنجا می رسد. موضع مارکس  «موضع کار است که به شکلی انتقادی مطرح می شود»  زیرا طبقه‌ي کارگران مزدبگیر را همچون طبقه‌اي درک می کند که به شورش علیه کار مزدبگيری گرایش دارند. مارکس اعلام کرد که انتقادش از اقتصاد سیاسی بیان ديدگاه «طبقه ای ــ همان پرولتاريا ــ است که رسالتش براندازي شیوه ی تولید سرمایه داری و الغای نهایی همه‌ي طبقات است».لب‌كلام نظريه‌ي مارکسيستي موضوعي آکادمیک براي مشاهده و پیش بینی  نیست، بلکه در خدمتی است که به پرولتاریا می کند تا آن را به وظیفه‌ي خويش آگاه کند.

"دیالکتیک جدید و سرمایه "کتابی از کریستوفر جی.آرتور با ترجمه فروغ اسدپور را انتشارات پژواک در 368 صفحه و با قیمت 16000تومان منتشر کرده است.

 

 

 

c

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تلفن مرکز پخش:

 74 30 48 66-021  

   
 

صفحه نخست | تمام آثار | سفارش | تماس

© CopyRight by Pejvkpub.com  .تمامی حقوق یرای نشر پژواک محفوظ است

 

Powered by Motenaweb