تماس

 سفارش

 صفحه نخست

 

   

 

 

آثار منتشر شده > علوم اجتماعی

 

نطریه ها و تجربه های توسعه

نویسنده: کتی ویلیس  مترجم: حسین ایمانی جاجرمی / پیمان پور رجب

 

از سازمان‌هاي مردم‌نهاد تا  توسعه دانشگاهی برای فقرا

توسعه تنها یک اصطلاح دانشگاهی نیست بلکه راه حلی امروزی برای مشکلات در مناطق فقیرنشین است ،این موضوع را در کتابی از کتی ویلیس دنبال کنید.

کتاب نظریه‌ها و تجربه‌های توسعه برای مباحث پیچیده مربوط به چگونگی فهم و دستیابی به توسعه درآمدی فهمیدنی و روشن فراهم کرده است. این کتاب به تحول اندیشه‌ها و سیاست‌های توسعه می‌پردازد و بر ابعاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و زیست‌محیطی و فضایی توجه دارد. کتاب این نکته را روشن می‌کند که نمی‌توان توسعه را به‌عنوان مفهومی بی‌طرف دید زیرا با نابرابری‌های قدرت در سطوح محلی، ملی و جهانی گره خورده است. استفاده از قاب‌ها، جداول و تصاویر به دانشجویان در فهم پیچیدگی‌های اندیشه‌های توسعه کمک می‌کند و چگونگی اجرای نظریه‌های توسعه را در دنیای واقعی نشان می‌دهد. هر فصل با چکیده‌ی مباحث، موضوعاتی برای مباحثه، پیشنهادهایی برای مطالعه‌ی بیشتر و پایگاه‌های اینترنتی مفید به پایان رسیده است.مقدمه: توسعه چیست،مدرنیزاسیون، کینزین‌ها و نئولیبرالیسم، ساختارگرایی، نئومارکسیسم و سوسیالیسم، توسعه مردمي’’ ابعاد اجتماعي و فرهنگي توسعه ، محیط زیست و  نظریه‌ی توسعه، جهانی‌شدن و توسعه: مسائل و راه حل‌هاو نتیجه‌گیری عناوین فصلهای این کتابند.

کتاب نظریه‌ها و تجربه‌های توسعه نوشته‌ی کتی ویلیس با ترجمه‌ی حسین ایمانی جاجرمی و پیمان پوررجب در ۲۶۰صفحه و با قیمت 19500تومان را انتشارات پژواک رهسپار بازار کتاب کرده است.کتی ویلیس استاد جغرافیای انسانی و مدیر مرکز پژوهش در مناطق در حال توسعه در رویال هالووِی دانشگاه لندن است.

با هم بخشی از  فصل چهارم به نام توسعه مردمی که به رهيافت‌هاي «پايين- بالا» يا «مردمي» از جمله  مبحث سازمان‌هاي مردم‌نهاد اختصاص دارد مرور میکنیم.

 از نگاه  کتی ویلیس  از دهه‌ی 1980 به بعد كنار‌گذاشتن رهيافت‌هاي بالا- پايين، همراه با واگذاري عناصر قدرت و تصميم‌گيري به دولت محلي، به‌ويژه با رشد سازمان‌هاي غير‌دولتي (يا سازمان‌هاي مردم‌نهاد [سمن]) ارتباط داشته است و البته اين رويداد با حركت به سوي رهيافت‌هاي نئوليبرال تحت هدايت بازار پيوند دارد.

اما این تشکلها چه کاربردی دارند؟به گفته کتی ویلیس سمن‌ها به دلايل زيادي بیشتر به‌عنوان پاسخي برای محدوديت‌هاي مشاهده شده در عملکرد دولت يا بازار در تسهيل «توسعه» در نظر گرفته شده‌اند: دلیل نخست اين كه سمن‌ها مي‌توانند خدماتي را ارائه كنند كه براي مردمان محلي مناسب‌تر هستند. به اين سبب كه آن‌ها با مردم در متن زندگي آن‌ها كار مي‌كنند و تسهيلات مورد نياز آن‌ها را می‌شناسند. علاوه بر اين‏ آن‌ها می‌توانند خدمات را كارآمدتر و با اثر‌بخشي بيشتر ارائه كنند زيرا از دانش مردم محلي بهره مي‌گيرند و از وسايل محلي استفاده مي‌كنند. آن‌ها همچنين به سبب مقياس عمليات و پيوندهايی که با مردم محلي دارند توانايي واكنش سريع‌تر به تقاضاهاي محلي را دارند. در آخر اين باور وجود دارد كه سمن‌ها براي ابعاد غير‌مادي «توسعه» به‌ويژه فرايندهاي توانمندسازي، ‏مشاركت و مردمی‌سازی  سودمند هستند. به سبب شيوه‌هاي استقرار سمن‌ها در اجتماعات محلي اين بحث طرح می‌شود كه آن‌ها بايد در برابر مردم محلي پاسخگو باشند. يعني در خصوص این كه چه فعاليت‌هايي بايد انجام شود، بيشتر مردم محلی نظر دهند و در ضمن مشاركت آن‌ها محيطي را به وجود آورد كه در آن احتمال بيشتري براي تحقق توانمندسازي باشد. گسترش چنین مشاركت‌هایي مي‌تواند به توسعه‌ی جامعه‌ي مدني نيرومند‌تر ياري رساند و در فرايندهاي مردمی‌سازی سهيم باشد.از اين رو سمن‌ها را به‌عنوان پاسخي برای همه‌ی مسائل توسعه يا آنچه كه «درمان معجزه آسا» ناميده شده است، ‏ شرح و تفسير کرده‌اند.

درباره محدودیتهای فعالیت سمن ها میخوانیم:هنگام قطع كمك‌هاي دولتي يا کافی نبودن آن‌ها يا گران‌بودن خدمات بازار‏، مي‌توان ‏نمونه‌هاي متعددي از چگونگي توانايي سمن‌ها براي ارائه خدمات به مردم پیدا کرد. چنين فعاليت‌هايی ممكن است شامل تأمين رفاه اجتماعي نظير مسكن ، ‏ مراقبت‌هاي درماني و آموزش باشد. در موارد بسياري روشن است كه بدون دخالت سمن‌ها شرايط حيات و كيفيت زندگي تعداد زیادی از افراد بهبود نخواهد يافت. البته بدیهی است که در خصوص مدعيات مربوط به سمن‌ها تا اندازه‌ای زياده‌روي شده است. هرچند مي‌توان پيشرفت‌هاي زيادي حاصل کرد، اما‏ سمن‌ها به تنهايي نمي‌توانند همه‌ی چيزهايي را كه از آن‌ها انتظار مي‌رود، فراهم كنند.

در ادامه ویلیس به درستی سراغ ناکامیهای این تشکلها رفته و خاطر نشان میکند:اغلب ادعا مي‌شود كه سمن‌ها مي‌توانند جماعت‌ها را «توانمند» سازند اما در واقعيت اين گونه نيست. به اين سبب كه توانمند‌شدن چيزي است كه از درون برمي‌خيزد. اگرچه ممكن است سمن‌ها بتوانند شرايطي فراهم کنند كه در آن فرايند توانمندسازي امكان پذير شود اما اين تنها انسان‌ها هستند كه مي‌توانند بهره‌گیری و استفاده از اين فرصت‌ها را انتخاب کنند. ‌براي مثال بي‌سوادی بيشتر به‌عنوان مانعي براي مشاركت در كار دستمزدي و زندگي سياسي مطرح است. سمن‌ها ممكن است بتوانند‌ تسهيلات و آموزگار تأمین کنند تا به سواد‌آموزی كمك كنند‏، اما بايد انسان‌ها خود خواهان مشاركت و بهره‌گيري از مهارت‌هايي باشند كه به تازگي آموخته‌اند. اين به آن معنا نيست كه انسآن‌ها خود مسئول محروميت وطرد هستند. ‏موانع ساختاري به روشني وجود دارند، اما به این معناست كه سمن‌ها را نمي‌توان به‌عنوان مسيرهاي مستقيم توانمندسازي ديد؛آن‌ها مي‌توانند در فراهم‌آوردن شرايطي كمك كنند كه در آن افراد و گروه‌ها بتوانند خود را توانمند سازند.

و از اینجاست که ویلیس به مساله مشارکت میپردازد: «مشاركت» يكي از راه‌هاي اصلي دستیابی به توانمندسازي است. توسعه مردمي را بيشتر «مشاركتي» می‌نامند اما مهم درك چیستی معنای آن است. مشاركت معمولاً به‌عنوان اصطلاحي چتر مانند براي اشاره به مداخله‌ی مردم محلي در فعاليت‌هاي توسعه‌اي بیشتر با بنیانی غير‌دولتي به کار می‌رود.مشاركت مي‌تواند به چند طريق و در مراحل مختلف اجراي پروژه‌هاي توسعه‌اي صورت گيرد. کارگزاران و پژوهشگران غير دولتي با آگاهي فزاينده از روابط قدرت موجود در تحقيق توسعه‌اي، شروع به استفاده از شماري روش‌هاي مختلف براي فهم بيشتر اندیشه‌های مردم محلي از انواع موضوعات كرده‌اند. اين رهيافت‌ها را بيشتر «مشاركتي» ناميده‌اند. رهيافتي كه اكنون بيشتر سازمان‌ها آن را پذيرفته‌اند ارزيابي روستايي مشاركتي  است. فرض مبنايي روش اين است كه به جاي استفاده از شکل‌های بيروني دانش و فهم «بيروني‌ها»، باید تکیه بر دانشی باشد که روستایيان جنوب در مورد محیطشان دارند‏. مثلاً يك رهيافت صرفاً بر پايه‌ی درآمد براي ارزيابي منزلت اقتصادي در يك روستا، پرسش‌هايي را در مورد درآمدهاي حاصل از دستمزدها و فعاليت‌هاي بازاري خواهد پرسید). در مقابل، رهيافت‌هاي ارزيابي روستايي مشاركتي برای رتبه‌بندي ثروت از روستایيان خواهد خواست كه درباره‌ی معیار‌هاي خودشان از ثروت در آن ناحيه بحث كنند و سپس آن‌ها را براي تعيين رتبه ثروت خانوار به كار گيرند. از اين رو روش‌هايی استفاده شده که با زمینه تناسب دارند. فنون ارزيابي روستايي مشاركتي به‌طور روزافزون در شهرها پذيرفته شده‌اند‌ و اصول مشابهي را به كار مي‌گيرند. اين‌ها را ارزيابي شهري مشاركتي می‌نامند.

کتی ویلیس همچنین  مشاركت را براي تشریح مداخله مردم محلي در تعيين عملي دستور كار سازمان‌های توسعه‌اي کارآمد میداند: براي آنكه دستور کار، كاملا مشاركتي باشد نيازمند آن است كه مردمی كه مسئله ‌مربوط به آن‌هاست آن را تعیین کنند. سازمان‌های بیرونی نباید در مورد اولویت‌های اجتماع تصمیم بگیرند و سپس با مردم محلی برای رسیدن به آن‌ها کار کنند. مي توانیم دو تفسير پيشين از مشاركت را به‌عنوان شركت در فرايندهاي توجه به نابرابري‌هاي قدرت در توسعه و نيز كوشش براي توجه بيشتر به شكل‌های مردمي دانش به جاي انوع بيروني آن به‌ويژه مربوط به کشورهای شمال؛ در نظر بگیریم. پرداختن به مشاركت به‌عنوان راهي برای توانمند‌سازي با اين مسئله پیوند دارد. از آن جا كه سمن‌ها در كانون چنين فعاليت‌هايي قرار دارند، مفهوم مشاركت به‌عنوان راهي براي دادن قدرت تصميم‌گيري و افزایش تأثير مردم محلي، طرح شده است. البته به ندرت اين شكل از مشاركت تحقق یافته است. به جاي آن مردم محلي در جلسات يا كارهای دسته جمعی درگير شده‌اند‏، اما اين مشاركت را نمی‌توان در معناي وسيع كلمه با توانمندشدن پیوند داد.

دانشكده‌ی پابرهنه‌ها در هند مثالی موفق است که در پایان بحث به آن اشاره میشود:دانشكده‌ی پابرهنه‌ها يك سازمان توسعه‌ی روستايي است كه در ناحيه آجمر در راجستان در شمال غربي هند قرار دارد. اين سازمان كارش را در 1972 زماني آغاز كرد كه کارگزاران توسعه‌اي شهري مركز كار و تحقيق اجتماعي را تاسيس كردند. اين اسم پس از آن تغيير يافت و اكنون آن جا را مردم محلي اداره مي‌كنند. فلسفه اصلي سازمان ارائه آموزش‌هاي مهارتي و فناوری مورد استفاده در نواحي روستايي اطراف است. سواد ابتدایی و مهارت‌هاي درماني اولیه آموزش داده مي‌شوند اما افراد مي‌توانند مهارت‌آموزي را در ‌حوزه‌هايي مانند حسابداري، آموزش و مراقبت‌هاي درماني يا به‌عنوان مهندسان ماهر در كاركردن با فناوری نيروي خورشيدي و پمپ‌هاي دستي ادامه دهند. دانشكده پابرهنه‌ها با استفاده از چنين فناوری كم‌هزينه‌ای‌كه نگهداري و كاربرد آساني دارد، توانسته خدماتي را براي حدود 100 دهكده و بيش از 100,000 نفر تأمين كند. دانشكده علاوه بر پرديس اصلي 12 مركز محلي نيز دارد. تعدادي سازمان‌هاي دولتي و وزارت‌خانه‌هاي هند و نيز دولت ايالتي جامو و‌كشمير منابع مالي دانشكده را تأمين مي‌كنند. ادارات سازمان ملل متحد و تعدادي دولت‌هاي شمال و سمن‌هاي شمال منابع مالي خارجي را مي‌دهند. درآمد از محل هزينه خدمات ارائه شده نيز به ‌دست مي‌آيد. دانشكده بابت خدماتش مبلغ ناچيزي دريافت مي‌كند تا «حس مالكيت»  را ميان شركت‌كنندگان تشويق كند. براي مثال خانوارها باید به منظور بهره‌مندی از پروژه انرژی خورشیدی، مشارکت نمایند، اما سطح مشارکت بستگی به یک سری از هزینه‌های جاری تهیه نفت سفید، مشعل‌ها و شمع‌های مورد استفاده است.

‌رهيافت محله‌محور و مشاركتي توسعه روستايي در سياست دانشكده در مورد محاسبه‌پذيري و شفافيت نيز بازتاب يافته است. از سال 1997 دانشكده براي كمك به اين جريان «جلسات شفافيت»  را برگزار مي‌كند. اسناد مالي دانشكده در اين جلسات عمومي ارائه مي‌شود و روستائيان مي‌توانند در مورد موارد استفاده از منابع مالي پرسش كنند. ساختار افقی سازمان نیز در دستمزدها خود را نشان می‌دهد. هیچ کسی بیشتر از 150 دلار در ماه به ‌دست نمی‌آورد، و نسبت کمترین دستمزد به بیشترین دستمزد بیش از یک دوم نیست.

 

 

 
 

c

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

صفحه نخست | تمام آثار | سفارش | تماس

© CopyRight by Pejvkpub.com  .تمامی حقوق یرای نشر پژواک محفوظ است

 

Powered by Motenaweb