تماس

 سفارش

 صفحه نخست

 

   

 

 

آثار منتشر شده > فلسفه و روانشناسی

 

سنگ های روح (تاریخ مفهوم های فلسفی از دوران باستان تا عصر حاضر)

 ◊نویسنده: سون اریک لیدمن ◊مترجم: سعید مقدم

 

هنگامي که سنگي واقعي را مشاهده مي کنيم، چه در ذهن داريم؟ ارسطو پاسخ مي دهد: اين نه خود سنگ بلکه فقط صورت آن است که در ذهن است. از ديدگاه ليدمن آنچه مي بينيم همان سنگ است اما از جنبه اي اساسي با آن تفاوت دارد؛ سنگِ ذهني فاقد ماده است. وقتي سنگ ها را مشاهده مي کنيم، صورت هايشان در ذهن مان وجود دارند، اما ماده اي که به آنها سنگيني مي بخشد تنها در واقعيت وجود دارد.رابطه ميان ماده و صورت به ظاهر روشن است اما اگر دقيق تر به آن بنگريم رازآميزي اش آشکار مي شود؛ صورتِ دروني از صورتِ بيروني جداست اما گويي اين دو يکپارچه اند، و محتواي يک صورت بي درنگ در پيکر صورتي نو پديدار مي شود که به نوبه خود محتوايي خاص خود دارد و به همين شکل تا بي نهايت.سون اريک ليدمن انديشمند سوئدي جست وجو براي يافتن مفاهيم ماده، صورت و محتواي آن، يعني يافتن آن صورتِ دروني را که حجاب صورتِ بيروني پنهانش مي کند در طول تاريخ تا امروز مورد بررسي قرار داده و چشم اندازهايي نو براي محققان در اين باره پديد آورده است. «سنگ هاي روح» کتابي از انتشارات پژواک با ترجمه سعيد مقدم، پژوهشي است در تاريخ مفاهيم فلسفي ماده و صورت و محتوا و شرح بخش هاي مهمي از تاريخ تحول آنها به قلم سون اريک ليدمن.کتاب متشکل از سه پاره است که در مجموع شامل 11 فصل و يک پسگفتارند. پاره يکم با عنوان سنت ها سه فصل را دربرمي گيرد که به مفهوم هاي کلاسيک صورت و ماده تا پايان سده هاي ميانه مي پردازند. پاره دوم که «مدرنيته» نام دارد، شامل چهار فصل است که دوره اي را شرح مي دهند که انديشه پيشرفت پديد آمد و به اوج پرباري و شکوفايي خود رسيد. در پاره سوم کتاب که «اقتدارگرا و بي قدرت» عنوان دارد، ديگر چشم انداز تاريخي غالب نيست و بحث در عصر حاضر دنبال مي شود.
    از نگاه ليدمن گذشته به يک معنا زباله دان عظيمي از وسايل کهنه و فرسوده است. اما در ميان اين بقاياي بي ارزش، اجناسي وجود دارند که ممکن است دوباره مرتب و استوار شوند و آنگاه از اثاثيه موجود عصر حاضر کارايي بيشتري داشته باشند. تاريخدان در نگارش تاريخ انديشه ها پيوسته گرايش هاي فکري را کشف مي کند که فراموش شده اند يا زير لايه اي از اتهامات ناعادلانه پنهان شده اند. نور شديد زمانِ حال به سادگي مي تواند ديد انسان را تار کند. اما نگاه در تاريک روشنِ گذشته باز مي شود. نبايد فراموش کنيم که آينده مکاني بي نورتر از تاريخ است. تاريخ هيچ راه حلي براي آينده ارائه نمي کند، اما به ما ياري مي رساند آنچه را در محدوده امور ممکن و محتمل وجود دارد، بهتر ببينيم.با اين منظر است که مسير برگزيده ليدمن از تاريخ آغاز مي شود و به انسان شناسي فلسفي ره مي سپرد چراکه انسان شناسي فلسفي درباره انسان هم به عنوان موجودي زنده و هم بسان سازنده اجتماع مي انديشد. افزون بر اين، تعمق در مورد ويژگي هاي دانش، اخلاق و توانايي ساختن مصنوعات براي اين رشته اهميت اساسي دارد.    به اين ترتيب کتاب جنبه هاي فراواني دارد، هم مطالعه اي تاريخي است و توصيفي از راه پرپيچ و خم از افلاطون و ارسطو تا دوران حاضر و هم جدلي پرشور و انتقادي درباره مفاهيم فلسفي و نيز انديشيدن در مورد شيوه دستيابي انسان به دانش و خلق آثار هنري.    ليدمن با توصيفي دقيق از سير تحول مفاهيم ماده، صورت و محتوا بر اين نکته تاکيد دارد که واقعيت تنها بسان صورت ها دريافتني مي شود: آدميان در قالب صورت مي بينند، در قالب صورت مي انديشند و صورت ها را خلق مي کنند. آنچه آدمي انجام مي دهد، بر آنچه مي بيند تاثير مي گذارد، آنچه او مي بيند بر آنچه انجام مي دهد اثر مي گذارد. ما جهان بيروني را - که خود محصولي طبيعي از آنيم - به کمک جهان ديگري مي فهميم که خود آن را ساخته ايم. و صورت داراي صورتي دروني است که مي تواند محتوا خوانده شود. انسان مي تواند از محتوا بسان چيزي کاملاً جدا از صورت سخن بگويد، به آن نحو که محتواي گزارش شده رماني از خود آن رمان جداست. اما صورت رمان خود نوعي معنا يا مضمون، يعني محتوا، دارد.     به اين ترتيب رابطه پرماجراي ميان صورت و ماده پديدار مي شود. اين رابطه در تکنيک و علوم طبيعي و همچنين در امور بشري ديگر ادامه مي يابد. هنر به طور اجتناب ناپذير مساله ماده خاص خود را دارد. جامعه مجموعه اي عظيم از صورت است. اين صورت ها را ممکن است رسوم، نهادها، سازمان ها، شکل هاي اداره آن و... بخوانيم.    پس ماده به تعبير ليدمن گِل بي کنش و لَخت جهان ماست. کوزه را به هر شکل و صورتي نمي توان ساخت. تکنيک جديد آزادي، انتخاب را افزايش مي دهد اما آن را هرگز ناکرانمند نمي کند. دانش و شناخت جديد راه هاي جديد را مي گشايد، اما اين راه ها بي شمار نيستند. واقعيت کسي را که آزادي هاي بي ملاحظه براي خود قائل شود، پس مي زند. هر سازه اي که مي سازيم خواه با کلمه يا با محاسبه، خواه با فولاد يا با نُت همواره با حد و مرزي معين براي عملي بودن روبه رو است.    انسان شناسي ليدمن بر آن است که انسان جزيي از طبيعت است. با اين همه خود را از آن بيگانه مي سازد. انسان اين کار را از همان لحظه اي انجام مي دهد که درباره ماهيت يا ذات آن پرسش مي کند. طبيعت را فراسوي آن طبيعتي که خود مي تواند ببيند؛ طبيعتي که مستقل از اوست، جست وجو مي کند. اما هم هنگام مناسبات مطلقاً انساني خود را به آن تسري مي دهد. او به طبيعت تجسم انساني مي دهد. همچنين انسان جزيي از جامعه و جامعه جزيي از اوست. با اين همه مي تواند از آن فاصله بگيرد و آن را بسان امري همزمان کاملاً بيگانه و بسيار آشنا بفهمد.به باور ليدمن، حتي نزديک ترين امر به انسان، يعني «من» خود او، همچون ساختماني نيست که انسان بتواند در آن آزادانه از اتاقي به اتاق ديگر برود. آنجا خانه انسان است اما باز هم خود سرور آن نيست. انسان به بسياري چيزها در آن دسترسي دارد اما بسياري چيزها نيز دست نيافتني و فهم ناپذير باقي مي مانند.در اينجا ليدمن از پيروان رمانتيسم آلماني و واژه مورد استفاده آنها يعني «das Unheimliche» به معناي «وحشتناک و رازآميز» کمک مي گيرد که مضمون دوگانه اي دارد که به يک معنا واقعاً به فرد تعلق دارد و به معناي ديگر بر امري دلالت دارد که به طرزي رازآميز هراس آور باقي مي ماند. و مي نويسد: انسان نوعي نتيجه طبيعي تکامل زيست شناختي طولاني است. اما به رغم اين طبيعي بودن، موجودي است که فهمش دشوار است. او همچون پاندورا آميخته اي از خاک و آب است و همزمان قادر است هرگونه انديشه قابل تصور سعادت بخش يا بدبختي آور را هم به همنوعان و هم به درون خود بپراکند.بنابراين ليدمن هشدار مي دهد انسان خردمند و هوشيار ماده را فراموش نمي کند زيرا فقط با اين بينش که ماده محدوديت هاي خاص خود را دارد، آزادي بيشتري کسب مي کنيم تا زندگي و جهان را چنان که مي خواهيم شکل دهيم. ليدمن تصريح مي کند واژگاني مانند «صورت»، «محتوا» و «ماده» به اين منظور وجود دارند که جهان را براي انسان زيست پذير کنند. «qi» به چيني و «rupa» به سانسکريت همين نقش را دارند، هرچند اين دو واژه در اين زبان ها هم بر صورت و هم بر ماده دلالت دارند. باري آنها را مي توان کمابيش با نيروي صورت ساز خود ماده قياس کرد. همه اين واژه ها براي شيوه اي که انسان پرسش هاي خود را مطرح مي کند و پاسخ آنها را مي يابد، اهميت دارند. اين واژه ها به او کمک مي کنند دريابد وقتي خانه مي سازد يا کوزه گري مي کند، چه انجام مي دهد. انسان نمي تواند بدون آنها هستي خود را سامان دهد، و با اين همه پيوسته از چنگ او مي گريزند. به عبارتي ديگر با نگاهي به صدر اين معرفي، ليدمن معتقد است سنگ ها در روح وجود دارند. اما بيرون در واقعيت نيز وجود دارند، هم بسان مانعي براي آزادي ما و هم بسان ابزاري براي آن، بيگانه با ما و بازهم جزيي از ما.
نخستين چاپ كتاب «سنگ‌هاي روح» را انتشارات پژواك با ترجمه سعيد مقدم در شمارگان 1500 نسخه، 624 صفحه و بهاي 135000ريال را انتشارات پژواک روانه بازار كتاب كرده است.

 

 

 

c

 

 

تلفن مرکز پخش:

 74 30 48 66-021  

 

   
 

صفحه نخست | تمام آثار | سفارش | تماس

© CopyRight by Pejvkpub.com  .تمامی حقوق یرای نشر پژواک محفوظ است

 

Powered by Motenaweb